تبليغاتX
تریلوژی
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
...
متأسفانه اغلب جملات کلیشه‌ای درستند.
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
مُحَقَّرٌلَه
جمعه بیست و چهارم مهر 1388
یار دبستانیِ ان - 2
-عوضی!

+اَنِ گَوَزی.

دوشنبه بیستم مهر 1388
راهِ صواب
هی می گه باید برگشت به خط امام؛ پدرِ من، خطّ امام خرچنگ قورباغه بود، خودم دیدم!!!

یکشنبه نوزدهم مهر 1388
جراید
راز خوش تیپیِ سیاوش خیرابی کشف شد 

جمعه هفدهم مهر 1388
...
بی‌شک مظلوم‌ترین عضو هر خانواده، عمه‌ی آن خانواده است.
سه شنبه چهاردهم مهر 1388
یار دبستانیِ ان - 1
کچل کچل کلاچه، روغن ِ کله پاچه!
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
می‌خندیدیم
گوش کردن یا گوش دادن؛
اون وقت‌ها مسأله این هم بود.

جمعه دهم مهر 1388
ادامه‌ی تو روحِ این
دو روز پس از آن روز:

نه این نه اون - [یکی از انگشتانِ دستش را به این نشان می دهد] هاها دیگه تُف لازم نیست [اون هم همان انگشت را نشان می دهد انگار در تأیید]

چهارشنبه هشتم مهر 1388
ذکر خیر
 خدا بیامرزدش، مرد خوبی بود. تُف به قبرش بباره الهی...
سه شنبه هفتم مهر 1388
تو روح این
هفته‌ی دوم خرداد ۱۳۸۸:
این- ببینین... آخرش ا.ن. رییس‌جمهور می‌شه، ایرانم جام‌جهانی نمی‌ره، مام مشروط می‌شیم. ببین کی گفتم

امروز:
نه این نه اون- اَی تُف به اون سقّ ِ سیات...

شنبه چهارم مهر 1388
دقیقاً الآن
شعار روزهایی که راهپیمایی ندارند:
می‌ترسیم، می‌ترسیم
ما همه تنها هستیم

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
با سلام
جناب شفیعی کدکنی،
شما که از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
رساندی سلام ما را؟

دوشنبه سی ام شهریور 1388
معیار ان بودن پست پایینی
عدم لایک ...

شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
شدتِ ولایت‌مداری
معیار ان بودنِ سیاسیون

جمعه بیست و هفتم شهریور 1388
سهمیه بندی جنسیتی
خانوما شیلنگ ، آقایون باتوم 

پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388
لقوم ‌المتفکرین
من از شما می‌خوام دوباره فکر کنید، ببینید:
آیا واقعاً به خرداد پر حادثه عادت داشتید؟
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388
صاد.ضاد

الف.ب از «ع.خ» -رهبر یکی از تشکلات- قاضی «س.م» و دیگر دوستان تشکر کرد و «م.م» و «م.ک» از کاندیداهای ریاست‌جمهوری و «الف.ه.ر» و «م.خ» را اَخ خواند.

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
در یک خانواده‌ی ایرانی

خانواده‌ی آقای سعادت در حال خوردن غذا هستند. آقای سعادت شوخی می‌کند. یکی از بچه‌ها از خنده می‌افتد روی زمین. زن آقای سعادت نخودی می‌خندد و چادر را جلوی دهانش می‌گیرد. صدای زنگ در می‌آید. خانواده‌ی سعادت قاشق و چنگال‌ها را روی بشقاب می‌گذارند و هم‌دیگر را نگاه می‌کنند. خانم آقای سعادت می‌گوید: «یعنی کی می‌تونه باشه؟»

شنبه بیست و یکم شهریور 1388
بارِ معنایی

- راستی زنِ فلانی آبسّن شده

+ آبسّنِ چی؟

- حوادث