تبليغاتX
تریلوژی
دوشنبه سی و یکم تیر 1387
یه وقتایی با تمام وجود دوس دارم عذاب وجدان بگیرم ولی نمی شه...

یکشنبه سی ام تیر 1387

یه وقت‌هایی هست که چراغ آی.دی. روشن می‌مونه ولی صاحبش دی.‌سی. شده. آدم نمی‌دونه این چراغ قراره واقعا روشن شه یا قراره خاموش شه. خلاصه وقت‌های خوبی نیست. توصیه نمی‌شه.

جمعه بیست و یکم تیر 1387
شما می‌دونید «از همیشه تا هنوز» دقیقا یعنی چی؟
پنجشنبه بیستم تیر 1387
وقتی به قله می رسی خوشحالی
اما از اون به بعد هر قدمی که برداری می ری پایین!
سه شنبه هجدهم تیر 1387
آرزوی عاشقانه از زبان لیلا فروهر:

چی صدا کنم تو رو؟ تو که از گل بهتری!
کاشکی بد بودی عزیزم، می شد از یادم بری!!!

شنبه پانزدهم تیر 1387
مامان من به جای اینکه مثلاْ بگه: "خونه‌ی فلانی طبقه‌ی چندمه؟ میگه: "خونه‌ی فلانی طبقه‌ی سومه؟"
منم به جای اینکه بگم: "طبقه ی دومه" مجبورم بگم: "نه، طبقه ی دومه."

هیچ وقت حکمت این جور سوال کردن رو نفهمیدم.

سه شنبه یازدهم تیر 1387

این دُخمله که می‌بینید نفس منه. دوست جونِ خودمه. خیلیییییییییییی مهربونه. باهوشه. ماهه. خُجّله. خیلی‌اَم باحاله. بهترین دوست منه. می‌خوااااامش *: *: *: *:

ژیلا جملات بالا را در ۳۶۰ بسیاری از دوستانش به عنوانِ «تستی» نوشته‌بود.

شنبه هشتم تیر 1387
اسپانیا بزرگترین صادرکننده زعفران دنیاس
می دونین چجوری؟
خیلی ساده! زعفران ایران رو فله ای مفت می خرن بعد تو بهترین بسته بندی گرون می فروشن
چرا؟
1.اسپانیا از عوامل آمریکاس؟
2.بسته بندی تو ایران اختراع نشده؟
3.اصولا برای تفریح زعفرون می کاریم؟
4.این قرطی بازیا چیه؟
5.حرف سیاسی موقوف!
سه شنبه چهارم تیر 1387
می دونید چیه؟
اولش فقط یه جاده س. بعد قسمتی از اون جاده رو بر می دارن و تبدیلش می کنن به بلوار. در قدم بعدی یک واحد دانشگاه آزاد کنار اون بلوار تاسیس می کنن. کم کم مغازه ها و خونه هایی هم به این مجموعه اضافه می شه و یک شهر به وجود می یاد.
دوشنبه سوم تیر 1387
:"هی بچه کجا موهاتو این ریختی کردی؟!؟""

{...گشت عرشاد}

یکشنبه دوم تیر 1387
خیابانی
«هلندی‌ها ۱۶ شوت زدن و روس‌ها ۱۴ شوت. آمار فوق‌العاده‌ست. ۴۰ شوت در یک مسابقه.»

جواد خیابانی،گزارش بازی هلند- روسیه، ویژه‌برنامه‌ی جام ملت‌های اروپای ۲۰۰۸

شنبه یکم تیر 1387

صبح امروز در نشست خبری که در کمپ تیم‌های ملی با حضور این، اون و نه ‌این نه ‌اون برگزار شد، وبلاگ‌نویسی در ایران مورد نقد و بررسی گرفت. در قسمتی از جلسه اون در جواب سوال خبرنگاری مبنی بر این‌که «چرا دو ماه اول وبلاگ‌نویسی‌تان در سکوت خبری گذشت؟» تصریح کرد: «در تمام این مدت ما در حال محک زدن خود بودیم. ما می‌خواستیم از توانایی‌های خود مطمئن شویم.»
وی هم‌چنین در پاسخ به سوال خبرنگار ما که پرسید: «آیا بعد از دو ماه از توانایی‌های خود مطمئن شدید که کار را به رسانه‌ها کشاندید؟» گفت: «می‌دانید، انسان‌ها هیچ‌وقت از توانایی‌های خود مطمئن نمی‌شوند.»

لیبل: انوشیروان آریامنش، اعتماد به نفس، تریلوژی