تبليغاتX
تریلوژی
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
از صبح که پا می شیم یکی به جامون میگه "صدا دوربین اکشن"
همینجوری می گیریم تا شب
دیگه اصلا حالیمون نیست دیالوگو درست گفتیم یا نه. بد بازی کردیم یا نه.
دوباره صبح آفیشیم
روز از نو روزی از نو


خیلی وقته دلم می خواد وسط روز بگم کات...
یه فلش بک دلم می خواد...

 

شنبه شانزدهم شهریور 1387

گل‌شیفته فراهانی گفته "شانزده تا کار انجام داده‌ام که یکی از دیگری متفاوت‌تر و به یادماندنی‌تر بوده است." و همچنین "علی سنتوری داریوش مهرجویی است. علی سنتوری خود منم. جایزه هم به من نمی‌دهند و بعد هم می‌گذارم و می‌روم و همه چیز تمام می‌شود."

این گفت‌وگو حاوی نکات دیگه‌ای هم هست که مجال پرداخت بهشون نیست. ولی تو رو خدا یکی واسه من تفاوت رو معنی کنه.

یکشنبه دهم شهریور 1387
کامنت‌گذارها دو دسته‌ن:
دسته‌ی اول: می‌گن وبلاگ خوبی داری، به منم سر بزن!
و دسته‌ی دوم: منظورشون اینه که وبلاگ خوبی داری، به منم سر بزن!

جمعه هشتم شهریور 1387
"اون" در مقام ِ کارگردان
آخرش یه روز کارگردان می شم. بعدش میرم یه سریال می سازم که توش شخصیت ها هِی از دست همدیگه تا حدِ مرگ عصبانی و ناراحت می شن، اما هیچکدوم نمی زنه تو گوش ِ طرف مقابل. تو همون سریال، (یا شاید یکی دیگه، بستگی داره که اون موقع موقعیتم به عنوان یه کارگردان چه جوری باشه!) شخصیت ها هِی وارد خانه یا اتاق می شوند و هِی از دیدن صحنه ای که پیش چشمانشان ظاهر شده است، به طور باور نکردنی ای تعجب می کنن، اما هیچکدوم چیزی که دستشونه از قبیل ِ پلاستیک هایِ پُر از میوه، سینی چایی و... رو نمی اندازن زمین.
آره... بالاخره یه روز کارگردان می شم.
سه شنبه پنجم شهریور 1387
-فحش خوار مادر چرا؟ برگرد بگو اینشالا راننده ی واحد بشی
دوشنبه چهارم شهریور 1387
از قدیم گفتن پول سه چیزو خدا می‌ده: کفن و دفن، عروسی، دانشگاه آزاد
جمعه یکم شهریور 1387
"هادی ساعی با کسب مدال طلا در جریان مسابقات المپیک پکن مهر تاییدی بر مخالفت اصلاح طلبان با سیاست های بین المللی دکتر محمود احمدی نژاد زد."

-ر.ک. پست قبلم