تبليغاتX
تریلوژی
جمعه بیست و چهارم مهر 1388
یار دبستانیِ ان - 2
-عوضی!

+اَنِ گَوَزی.

سه شنبه چهاردهم مهر 1388
یار دبستانیِ ان - 1
کچل کچل کلاچه، روغن ِ کله پاچه!
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
شدتِ ولایت‌مداری
معیار ان بودنِ سیاسیون

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
حالا آخر این سوسانو کدومشون بود؟!
هرکاری می کنم نمی‌تونم وصف کنم احساس شعفی‌رو که از دیدن این جمله بهم دست داد: "مجموعه افسانه جومونگ(آخرین قسمت)، فردا ساعت 23:30)

یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
سجده نمی‌کنی، نکن!
همیشه دوست داشته‌م استدلالِ شیطان واسه اینکه گفته آتش از خاک برتره‌رو ازش بپرسم.
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
مدیر کارآمد

عزیزمحمدی، رئیس سازمان لیگ، در پاسخ به گفته های واعظ آشتیانی که برگزاری بازی در ساعت ده و نیم شب را غیر حرفه ای خوانده بود، اظهار داشت: "پس حتماً اروپایی ها هم غیر حرفه ای هستند که یازده شب بازی برگزار می کنند."

بنده خدا درکی از اختلاف ساعت بین کشورهای مختلف نداره!

سه شنبه چهاردهم آبان 1387
Real Name
از معایبِ داشتن صفحه ی 360 با اسم و عکس واقعی، این است که آشنایانی که نباید صفحه ی شما و محتویاتش را ببینند، متاسفانه آن را می بینند.


پ.ن: این قضیه با شدتِ کمتری در مورد وبلاگ نویسی با اسم و فامیل واقعی نیز صادق است.
شنبه چهارم آبان 1387
وبلاگ نویس
کلیپِ سنگسار ِ یک دختر نُه ساله. دل نداری نیگا نکن!
یکشنبه چهاردهم مهر 1387
فیلسوف
طبق آخرین تحقیقاتی که انجام داده‌ام به این نتیجه رسیدم که فرض محال، محاله! بیخود زر نزنین...
جمعه هشتم شهریور 1387
"اون" در مقام ِ کارگردان
آخرش یه روز کارگردان می شم. بعدش میرم یه سریال می سازم که توش شخصیت ها هِی از دست همدیگه تا حدِ مرگ عصبانی و ناراحت می شن، اما هیچکدوم نمی زنه تو گوش ِ طرف مقابل. تو همون سریال، (یا شاید یکی دیگه، بستگی داره که اون موقع موقعیتم به عنوان یه کارگردان چه جوری باشه!) شخصیت ها هِی وارد خانه یا اتاق می شوند و هِی از دیدن صحنه ای که پیش چشمانشان ظاهر شده است، به طور باور نکردنی ای تعجب می کنن، اما هیچکدوم چیزی که دستشونه از قبیل ِ پلاستیک هایِ پُر از میوه، سینی چایی و... رو نمی اندازن زمین.
آره... بالاخره یه روز کارگردان می شم.
سه شنبه هشتم مرداد 1387
به افتخار ِ شبکه ی پنج، شماره ی پنج!
سه شنبه هجدهم تیر 1387
آرزوی عاشقانه از زبان لیلا فروهر:

چی صدا کنم تو رو؟ تو که از گل بهتری!
کاشکی بد بودی عزیزم، می شد از یادم بری!!!

شنبه پانزدهم تیر 1387
مامان من به جای اینکه مثلاْ بگه: "خونه‌ی فلانی طبقه‌ی چندمه؟ میگه: "خونه‌ی فلانی طبقه‌ی سومه؟"
منم به جای اینکه بگم: "طبقه ی دومه" مجبورم بگم: "نه، طبقه ی دومه."

هیچ وقت حکمت این جور سوال کردن رو نفهمیدم.

سه شنبه چهارم تیر 1387
می دونید چیه؟
اولش فقط یه جاده س. بعد قسمتی از اون جاده رو بر می دارن و تبدیلش می کنن به بلوار. در قدم بعدی یک واحد دانشگاه آزاد کنار اون بلوار تاسیس می کنن. کم کم مغازه ها و خونه هایی هم به این مجموعه اضافه می شه و یک شهر به وجود می یاد.
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
بعضی چیزا هیچ وقت تموم نمی شن؛ مثل ِ برنامه خانواده ی کانال یک...

شنبه هجدهم خرداد 1387

اون خیلی سست و بیحال شده، حوصله ی هیچ کاری رو نداره و همین طوری داره وقت تلف می کنه، تازه عین خیالش هم نیست؛ قضیه، قضیه ی Comfortably Numb پینک فلویده،فقط یه دکتر کم داره.

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

""معاون وزیر ارتباطات با تاکید بر اینکه ارزان سازی پیامک فارسی در جهت حمایت از زبان فارسی صورت گرفت،به کاهش قیمت SMS فارسی از 14 به 9 تومان و افزایش پیامک لاتین از 14 به 22 تومان اشاره کرد و گفت:برای آن که تفاوت قابل توجهی میان پیامک لاتین و فارسی وجود داشته باشد تعرفه لاتین افزایش یافت.""

...
وی درباره ی اینکه "اگر اس ام اسی نصفش فارسی باشد و نصفش انگلیسی، آن وقت چی؟" توضیح قابل قبولی ارائه نداد.

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
صدبار از رو این جمله بنویس:

"صدبار از رو این جمله بنویس!"

برنامه نویسا به یه همچین چیزی می گن یه تابع بازگشتی که تو دور بی نهایت افتاده...

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
بوی موی جولیان آید همی...